
باعرض سلام
انشاالله ایام فاطمیه بر می گردم...
لطفا تابرگردم انتقادات و انتظارات خودتون رو نسبت به وبلاگ بفرمایید
"التمـــــــاس دعــــــــــا"

باعرض سلام
انشاالله ایام فاطمیه بر می گردم...
لطفا تابرگردم انتقادات و انتظارات خودتون رو نسبت به وبلاگ بفرمایید
"التمـــــــاس دعــــــــــا"
بارکد محصول رژیم اشغالگر اسراییل
عزیزان ؛ میدانید اجناسی که خریداری میکنید برای چه کشور هایی هستند؟یکی از کشورهایی که محصولاتشو نباید بخریم همان رژیم اسراییل اشغالگر هست.حالا امروز میخوام یک مطلبی را به شما نشان دهم تا براحتی بتوانید تشخیص دهید که جنس خریداری شما اسراییلی هست یا خیر.دوستان خوبم ؛ اگر بار کد های محصول خریداری خود را مشاهده نمایید؛ ۳ رقم اول آن اگر ۷۲۹ بود ؛براحتی متوجه میشوید که این محصول اسراییل میباشد؛ به اینگونه که در تصویر مشاهده مینمایید:

اینها را می نویسم برای توئی که هیچ وقت فرصت نشد در خیابان دو کلمه با هم حرف بزنیم تا حرفهای دلم را به تو بگویم
![]()
آنقدر جسمت را برایم برهنه کردی
که یادم رفت روح عریانت چه شکلی بود!
آنقدر سعی کردی برجستگی های بدنت را نشانم بدهی
که وقت نشد یادت بیاورم که می توانی چه شخصیت برجسته ای باشی !
بیا و تمامش کن ، خودت را به یاد بیاور
اگر ممانعت نکنی فرشته های مهربان با دستهای لطیفشان
این لباس های کثیف دنیا را از تن روحت در می آورند ...
آنجاست که لطافت عشق را لمس می کنی
آنجاست که می فهمی خدا مهربان تر از آن است که قصد اذیت کردن مارا داشته باشد !
لذت لمس لطافت ایمان را از دلت دریغ نکن ...
چادری ها زهــــــــرایی نیستند!
اگر پهلویشان درد دین نداشته باشد…
چادری ها زهــــــــرایی نیستند!
اگر عدو را با سیاهی چادرشان به خاک سیاه نکشانند…
چادری ها زهــــــــرایی نیستند!
اگر سیاهی چادرشان حرمت خون شهیدان را به عالمیان ننمایاند…
چادری ها زهـــــــــرایی نیستند!
اگر منتظـــــــــر یوسف گمگشته ای نباشند…
چادری ها زهــــــــرایی نیستند!
![]()
هر طور كه هستي باش، هر طور كه مي خواهي باش، فقط بدان كه مادر پهلو شكسته مان ، بخاطر چه پلكي سوخته و قدي خميده داشت!!
![]()
چه روزگاري; از اون سال ها فقط 26 الي 27 سال گذشته
چقد پيشرفت كرديم در زمينه عكاسي چه عكس هايي با چه ژست هايي
مي تونيم عكس بگيريم
اصلا صحبت از حجاب و حيا نيست ها صحبت از يكي شدن با انسانه مي دوني چرا؟
چون دموده شده ،حيا سيخي چنده ؟
هي يادش بخير قديما توي خيابونا كه راه ميرفتي نياز نبود سرتو بندازي پايين كه با سر بري توي تابلو اسم كوچه و تابلوي مغازه ها
اونايي كه الان خيلي با كلاس اندشن به قول خودشون همشون يك سگ دارن
اما اون بچه يا مادر يا شوهر يا زنشون كجاي دلشون هست روزي چقد رو با سگ وقت مي گذرونن و چقد با آدمهايي كه با هم قديما نسبتي داشتن؟؟؟؟؟؟
![]()
آخه چي بگم ، هر چي كه بگي كم گفتي
اما خداييش: قديما كه تا چند سال پيش كه اگه يادتون باشه نفت استفاده مي كرديم
بعد اونايي كه يكم كلاس داشتن
اين بشكه هاي نفت رو كه توي انبار نگه مي داشتن زير بشكشون يه پالت يا يه چيزي مي زاشتن تا از زمين فاصله بگيره بعد يه چيزي به عنوان سر پوش روي بشكه نفت مي زاشتن ، يعني اين خانم هاي مثلا محترم و باكلاس و جنتلمن قد يه بشكه نميشن كه يكم خودشون رو بپوشنن
يعني بدنت ، خانم محرتم قد يه بشكه نفت كه همش پولش بتركه 50 هزار تومن ميشه نمي ارزه
ديوار هاي خونمون و خيلي از ديوار ها رو كه ديديم تا يه مقدارش سنگ كردن كه از پايين پا مي خوره كثيف نشه
يعني خانم محترم ، وقتي يقه لباس رو باز ميكني تا فلان جا كه چشم هر كس و ناكسي چشمش به بدنت بخوره
اي كاش يه روز روي زمين فقط يه روز ، همه چه اونطوري باشه كه خدا گفته
اون خودت بشين فكر كن چي ميشه
هيچ بدي وجود نخواهد داشت واي خداي من چه شود اون روز
![]()
آغاز ولایت حضرت ولی عصر(عج) مبارک
عشق زهرا زسینه ی من کم شدنی نیست
مهرش به زر و مال فراهم شدنی نیست
خود را بکشی در ره اثبات ولایت
خصم علی و فاطمه آدم شدنی نیست
پادشاه و سه وزیرش

در یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند
از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برودو اینکه این کیسه ها را برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند
همچنین از آنها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند و آن را به شخص دیگری واگذار نکنند
وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کیسه ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند
وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود بهترین میوه ها و با کیفیت ترین محصولات را جمع آوری کرده و پیوسته بهترین را انتخاب می کرد تا اینکه کیسه اش پر شد.
اما وزیر دوم با خود فکر می کرد که شاه این میوه ها را برای خود نمی خواهد و احتیاجی به آنها ندارد و درون کیسه را نیز نگاه نمی کند، پس با تنبلی و اهمال شروع به جمع کردن نمود و خوب و بد را از هم جدا نمی کرد تا اینکه کیسه را با میوه ها پر نمود.
و وزیر سوم که اعتقاد داشت شاه به محتویات این کیسه اصلا اهمیتی نمی دهد کیسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر نمود.
روز بعد پادشاه دستور داد که وزیران را به همراه کیسه هایی که پر کرده اند بیاورند
وقتی وزیران نزد شاه آمدند ، به سربازانش دستور داد ، سه وزیر را گرفته و هرکدام را جدا گانه با کیسه اش به مدت سه ماه زندانی کنند
در زندانی دور که هیچ کس دستش به آنجا نرسد و هیچ آب و غذایی هم به آنها نرسانند
وزیر اول پیوسته از میوه های خوبی که جمع آوری کرده بود می خورد تا اینکه سه ماه به پایان رسید
اما وزیر دوم ، این سه ماه را با سختی و گرسنگی و مقدار میوه های تازه ای که جمع آوری کرده بود سپری کرد
و وزیر سوم قبل از اینکه ماه اول به پایان برسد از گرسنگی مرد.
………………….
حال از خود این سؤال را بپرسیم ، ما از کدام گروه هستیم ؟ زیرا ما الآن در باغ دنیا بوده و آزادیم تا اعمال خوب یا اعمال بد و فاسد را جمع آوری کنیم ،
اما فردا زمانی که ملک الموت امر می شود تا ما را در قبرمان زندانی کند
در آن زندان تنگ و تاریک و در تنهایی ،
نظرت چیست؟
آنجاست که اعمال خوب و پاکیزه ای که در زندگی دنیا جمع کرده ایم به ما سود می رسانند.
الله تعالی می فرماید: (وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ) البقره ۱۹۷
و توشه برگیرید که بهترین توشه پرهیزگاری است ، و ای خردمندان ! از ( خشم و کیفر ) من بپرهیزید .
پس کمی بایستیم و با خود بیاندیشیم .. فردا در زندانمان چه خواهیم کرد !
هفتم ربیع الاول شهادت مظلومانه حضرت محسن فرزند امیرالمومنین(ع)

قرار بود که مثل حسن پسر باشی
عصای دست من و پیری پدر باشی
تو دیدی و حسنم دید رنج مادر را
خدا کند ز برادر صبورتر باشی
ببخش مادر خود را که با خود آوردت
بنا نبود که آن روز پشت در باشی
هنوز زیر کِسا جای خالی ات پیداست
قرار بود و نشد آخرین نفر باشی
قرار بود بمانی شتاب جایز نیست
بنا نبود مسافر که رهگذر باشی
نشد بیایی و مثل برادران خودت
گهی به نیزه و گهگاه خون جگر باشی
تمام هستی من می رود اگر بروی
ولی اگر تو بمانی ولی اگر باشی...
و یا تمامی اینها فقط مقدّمه ای است
که اتفاق غزلهای شعله ور باشی
و اولین بشوی قبل از آنکه عاشورا
شهید کوچک و شش ماهه پدر باشی
نخورده شیر مرا ! شیرها حلالت باد
که میخ حادثه را خواستی سپر باشی
"محسن ناصحی"
بلوغ زودرس، تحفه فیلم های ماهواره ای

به گزارش گروه اينترنتي رهروان ولايت، در مطلبی در نشریه «بسته مقاله» تحت عنوان بسترهای تهدیدزای داخلی و خارجی در کمین سبک زندگی به جنبه هایی از آسیب شناسی اجتماعی پرداخته شده و آمده است : بطور مثال مادر سرکار می رود یا مهمانی، دختر بچه شش ساله را پای ماهواره می نشاند که سریال را ببیند تا وقتی مامان آمد برایش تعریف کند، و این باعث می شود ذهنیت منفی در دختر بچه ایجاد شود.
بنابراین فرزندان ما با نسخه ای رشد می کنند و تربیت می شوند که نسخه اسلامی ایرانی نیست و به همین دلیل در حال حاضر نسلی وارد جامعه ما می شود که صرفا شناسنامه ای مسلمان هستند و به معنای واقعی کلمه به اعتقاداتشان پایبند نیستند.
از ترس والدین و مدرسه نماز می خوانند ،اگر حجاب دارند به خاطر دانشگاه ، حراست و غیره است بیرون چادرهایشان را بر می دارند یا حجاب شان را ضعیف می کنند.
بعد از عربستان سعودی متاسفانه ایران مقام دوم مصرف لوازم آرایش را در آسیا دارد، در دنیا نیز در جایگاه هفتم هستیم.
این حجم بالا از مواد آرایشی را دختران و زنان ایرانی مصرف می کنند.
*** دچار پرکاری فرهنگی بیرونی شده ایم
ما دچار پرکاری فرهنگی بیرونی و کم کاری فرهنگی درونی شده ایم ، در ابتدا باید متولی آسیب های اجتماعی را در جامعه مشخص کنیم.
۲۲ سازمان و نهاد در این حوزه دست اندرکار هستند و با وجود اینکه میلیاردها میلیارد بودجه سالیانه خرج می شود ،ولی وضعیت مطلوبی نداریم و ضروریست نهاد مرتبط و متولی این امر مشخص شود.
بر اساس یک پژوهش میدانی متوسط ارتباط گفتاری در خانواده های ایرانی ۱۷ دقیقه است ، قرار گرفتن چیدمان مبلمان خانه ما بر اساس جای تلویزیون و ماهواره از جمله بسته های خطری است که آسیب های اجتماعی را در بین فرزندان افزایش می دهد.
این خطرها در مقابل بسته هایی که ما برای پیشگیری ، کنترل و مقابله داریم مثل خالی کردن آب اقیانوس است با قاشق چای خوری، اقیانوس به هر حال خالی می شود ولی در چه زمانی ، با چه قیمتی و یا چه هزینه انسانی ، اخلاقی و فرهنگی.
باید بسته های تربیتی و کاربردی تهیه شوند ، بسته هایی که برای مخاطبان مختلف در حوزه های سنی متفاوت قابل ارایه باشد.
ضروریست به والدین حتی قبل از ازدواج بسته هایی جهت آموزش مهارت فرزند آوری ،تربیت فرزند و فرزند پروری ارایه شود.
*** تبلیغات گسترده ای در حوزه های مختلف انجام شود
در حوزه فرهنگ و هنر،سینما ،تئاتر، کتاب ، هنرهای تجسمی و تبلیغات شهرداری باید تدابیری صورت گیرد تا همه متمرکز شوند تا این ضرب آهنگ اثرگذاری بیشتری داشته باشد.
به علت ناهماهنگی های موجود، ما هزینه های انسانی و مادی در زمینه های گوناگون صرف کرده ایم ، ولی نتیجه مطلوب حاصل نشده است.
نقش انکار ناپذیر رسانه ها و در صدر آنها صدا و سیما، آموزش و پرورش را باید مورد تاکید قرار داد ، آموزش و پرورش مکمل خانواده است، یعنی اگر آموزش و پرورش به درستی عمل کند، نقش مکمل و مقدم خانواده را دارد.
بنابراین باید خانواده و آموزش و پرورش با هم برای فرم دهی به شخصیت ها حرکت کنند.
راه مقابله با ماهواره ، اینترنت نه فیلترینگ است و نه پارازیت ، چون دقیقا مقابله می کنند،
باید برنامه ریزی کنیم ،بسته های تربیتی ارایه دهیم اما نه از طریق برخوردهای سلبی.
باید افراد را واکسینه کنیم و اجازه بدهیم وارد جامعه شوند، آن وقت می بینیم که نه ماهواره روی فرد اثر می کند و نه اینترنت.
اگر این گونه برخورد کنیم و بچه ها را با روش زندگی اسلامی رشد دهیم ، هیچ چیزی نمی تواند آنها را منحرف کند.
خدای وهابیت؛ خدایی جوان و مو فرفری

«وهابیت» علاوه بر اینکه معتقداند خداوند جسم دارد، پا را از این هم فراتر گذاشته و قائلاند که خدا به صورت یک جوان بدون ریش و مو فرفری است؛ دلیل آنها بر این مطلب هم روایتی جعلی است که خود ساختهاند و آن را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نسبت میدهند که فرموده است: «رَاَیتُ رَبّی عَزّوَجَلَّ شابٌّ اَمرَدٌ، جَعدُ، قُطَطٌ عَلَیهِ حِلیَهٌ حَمراءٌ: خدا را در حالی که جوان، بدون ریش، و دارای موهای بلند و پیچ پیچ بود و بر شانه او زیور آلات قرمزی بود، مشاهده کردم.(۱)
«ابو یعلى» (امام و پیشواى ابن تیمیه، پدر فکری و معنوی وهابیت که «محمد ابن عبدالوهاب» متاثر از او بوده) این روایت را از «ابن عباس» نقل کرده است؛ همچنین در کتاب دیگرش گفته: «ابوزرعه دمشقى» این روایت را صحیح شمرده و «أحمد بن حنبل» گفته: «هَذَا حَدِیثٌ رَوَاهُ الْکبّرِ عَنِ الْکبَّرِ، عَنِ الصَّحَابَةِ عَنِ النَّبِیِّ (صلى الله علیه وآله وسلم) فَمَنْ شَکَّ فِی ذَلِکَ أوْ فِی شَیءٍ مِنْهُ فَهُوَ جَهْمِیّ لَا تُقْبَلُ شَهَادَتُهُ وَ لَا یُسَلِّمْ عَلَیْهِ، وَ لَا یُعَادُ فِی مَرَضِهِ: این حدیث را بزرگان از بزرگان از صحابه روایت کردهاند و هر کس در صحت این روایت شک کند، او «جهمى» محسوب شده و شهادت وی پذیرفته نیست، نباید به او سلام کرد و به هنگام مریضى نباید از وی عیادت کرد.(۲)
ابن تیمیه نیز در رساله «عقیدة الحمویّة» مینویسد: خداوند میخندد، و روز قیامت در حال خنده بر بندگان خود تجلّى میکند.(۳)
با توجه به اینکه وهابیت در علم حدیث، کاملاً ظاهر گرا هستند و معتقدند نباید در حدیث، دخل و تصرف و تاویلی ایجاد کرد، به ظاهر این روایت نیز استناد کرده و معتقدند خداوند متعال هم جسم دارد و هم جوان است و هم میخندد.
همچنین معتقدند چون قرآن میفرماید: «كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَه»(قصص- ۸۸) و ظاهر آیه باید حفظ شود، پس روز قیامت همه اعضاي خداوند متعال نیز از بین میرود و تنها صورت او باقی میماند؛ «البانی» (آقای «ناصرالدین البانی» از علماء دمشق و مرجع وهابیها در حدیث است و گاهی او را امیر المؤمنین در حدیث هم میگویند.) در پاسخ به سوالی که راجع به آیه بالا از او پرسیده شد، گفته است: منظور آیه این است که همه چیز از بین رفتنی است و فقط صورت خدا باقی میماند. یعنی حتی تمام بدن خدا هم از بین خواهد رفت، و تنها صورتش باقی میماند.(۴)
این در حالی است که اگر به احادیث اهل بیت (علیهم السلام) رجوع کنیم خواهیم دید که نظر آنان کاملا مخالف این نظر است؛ به طور مثال امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «اى «ابو الصلت» هر كه خدا را وصف كند به وجه و روئى چون رويهای دیگر، قطعا كافر شده است».(۵)
«حمزة بن محمد» نقل میکند که به امام موسى كاظم (علیه السلام) نامهای نوشتم و از ایشان راجع به جسم و صورت خداوند متعال كه مشبّهه معتقداند سؤال کردم؛ حضرت در جواب نوشتند كه پاك و منزه است آنكه چيزى مانند او نيست، او نه جسم است و نه صورت دارد».(۶)
همچنین «ابراهيم بن محمد خزاز» و «محمد بن حسين» از یاران امام رضا (علیه السلام) نقل کردند: «خدمت امام رضا (علیه السلام) عرض کردیم: مشبّهه و عدهای دیگر میگویند: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پروردگار خود را به شکل جوانی زیبا و خوش اندام که پاهایش در سبزی بود، ديده است. حضرت خود را به زمین انداخت و سجده کرد و فرمود: پروردگارا تو را از هر گونه نقص و عیب و تشبیهی پاك و منزه میشمارم؛ تو را نشناختند و تو را به يگانگى پرستش نكردند، اگر تو را میشناختند هر آينه تو را وصف میكردند به آنچه تو خود را به آن وصف فرمودهای. چگونه تو را به غير تو تشبيه كردند؟ توئى که سزاوار هر خوبى هستی پس من را از گروه ستمكاران قرار مده؛ سپس به ما توجه کرد و فرمودند: آنچه را که تصور میكنيد -از هر چه باشد- و به خيال شما در آيد، خدا غير از آن است.(۷)
پينوشت:
(۱). پشت پرده وهابیت، ص ۳۴، معاونت آموزش و تبلیغ نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه.
(۲).طبقات الحنابلة: ج۳ ص۸۱؛ إبطال التأویلات لأبی یعلى، ج۱، ص۱۴۱.
(۳). مجموعة الرسائل الکبرى، رساله یازدهم: ۴۵۱.
(۴). فتاوی البانی، ص ۵۲۲ - ۵۲۳.
(۵). التوحيد للصدوق، ص۱۱۷.
(۶). همان ص ۹۷.
(۷) همان، ص ۱۱۳.
یا صاحب العصر (عج)
بوی فراق می دهد این گریه های من
ماتم گرفته شال سیاه عزای من
شرمنده ام که از غم زینب نمرده ام
آقا ببخش در گذر از این خطای من
با زعفران شهر خراسان نمی شود؟
رنگی دهی امام زمان بر حنای من؟
از بس که پای طشت طلا گریه کرده ام
چیزی نمانده مثل شما از صدای من
با نوحه های این دهه ی آخر صفر
شب ها چقدر سینه زدی پا به پای من
ای خوش حساب مزد مرا زودتر بده
بعد از دو ماه چه شد کربلای من؟
سر زنده ام به عشق حسن، خضر گریه ام
این چشم خیس،چشمه ی آب بقای من
من غصه ی بهشت خدا را نمی خورم
جایی گرفته حضرت زهرا برای من
***وحید قاسمی***
مرا هم دعایی . . .
خدا حافظ ای خیمه گاه ارباب
خدا حافظ پیرهن سیاه ارباب...
فصل عزا و اشک دمادم تمام شد
باز این چه شورش استُ چه ماتم تمام شد
پیراهن سیاه دلم گریه می کند
من زنده ام به گریه بر او ،غم تمام شد
در این دو ماه چشم من ازباده خیس بود
فصل عزای عالمُ آدم تمام شد
امسال هم بهار دل ما دوماه بود
دیگر بهار بیرقُ پرچم تمام شد
دیشب دلم گرفت ، غرورم شکسته شد
پرچم که رفت بارش نم نم تمام شد
یادش بخیر روز دهم ناله ها زدیم
دیشب به بعد خاطره هایم تمام شد
یادم نمی رود دل خون سه ساله را
سیلی که خورد گفت:سه سالم تمام شد
وقتی کتیبه های دلم جمع می شوند
یعنی زمان عفو گناهم تمام شد
درپستوی دلم همه راجمع می کنم
مشکی در آورید صفر هم تمام شد
شاعر:مهدی نظری
وداع از دو ماه عزا عجب غمیه
قرار بعدیمون باشه تو فاطمیه...

مرثیه خوانی امام رضا (ع)
مرحوم حاج رضا انصاریان(خادم حرم مطهر رضوی-صاحب صدای صلوات خاصه)
دریافت فایل کامل مداحی حاج رضا انصاریان را می توانید از اینجا دریافت نمایید.
لبیک یا امام
" 9 دی روز بصیرت و میثاق امت با ولایت گرامی باد "
شهید حسین غلام کبیری
اولین شهید بسیجی فتنه88

چند خط از زندگی نامه اولین شهید فتنه88
حسین غلام کبیری اولین شهید بسیجی فتنه 88 است . او در تقابل با قانون شکنی اوباش به طرز وحشیانه ای به شهادت رسید . حسین غلام کبیری اهل محله شهادت در شهرری است که در ابتدای هجده سالگی در سعادت آباد تهران بر اثر حمله خودروی یکی از آشوبگران به نیروهای بسیج شهد شیرین شهادت را نوشید . مزار پاک او در قطعه 55 بهشت زهرا نماد مظلومیت بسیجیان خامنه ای است .متولد آبان ماه سال 1370 در شهر ری
- اظهار نظر های پیرامون شهید بعد از شهادت
- بخشی مصاحبه خانواده شهید با سایت تریبون مستضعفین
حسین که شهید شد، از سر کوچه تا ته کوچه برایش گریه میکردند، آنقدر که اخلاقش خوب بود. خیلی معرفت داشت، شجاع بود، نترس بود. مثلا در همان روز آمد بعد از ظهرش من اینجا نشسته بودم، آمد گفت «مامان انقدر شلوغ شده بود»، گفتم کجا؟ گفت «ولیعصر که رئیس جمهور سخنرانی کرد». گفتم «حسین تو رفته بودی؟»، گفت «آره». گفتم «چه خبر بود؟»، گفت «مامان یه سنگهای بزرگی آورده بودن پرتاب میکردن»، گفتم «اگر یه دونه از اونا تو سرت بخوره تو ضعیفی از بین میری» گفت نه. شبش هم آمد باز میخواست برود. ساعت حدود ۹ بود، اذان میگفتند. گفتم خوب الان اذان است دارد میرود مسجد، جایی نمیرود. این چند روزه هم من همش میگفتم «خوب شلوغه نرو»، میگفت «مامان اینجا که نیست، بالاهاست. دیگر ما خودمان یک بسیجی هستیم، بسیجی هم معلومه باید چیکار کنه.» خیلی نترس بود یعنی از شجاعت و معرفت حرف نداشت. خیلی خوب بود، ما خیلی ناراحتیم، ولی ناراحت برا شهید شدنش نیستیم...
- دیدار پدر شهید با رهبری
بخشی از مصاحبه اختصاصی خانواه شهید با سایت خبری-تحلیلی تریبون مستضعفین
آقا را که دیدیم دیگه نمیدانستیم چهکار کنیم. حسین دوست داشت آقا را ببیند. همیشه میگفت چرا ما را از طرف بسیج و مدرسه نمی برند آقا را ببینیم. وقتی ایشان را دیدیم، گریه می کردیم. آقا گفتند دخترم خوشحال باشید که حسین دانشگاه اصلیش قبول شده است. دیدار آقا برای ما از همه بهتر بود. منبع:تریبون-مستند خیابان شهادت درباره خانواده و ویپگی های شهید به گزارش تریبون مستضعفین، فیلم «خیابان شهادت» ساخته محمدعلی مردانی که روایتگر سرگذشت زندگی و نحوه شهادت شهید حسین غلام کبیری جوان ۱۸ سالهایست که دراوایل فتنه ۸۸ در سعادت آباد تهران به شهادت رسید. این مستند روایتگر مظلومیت بسیجیان شهید سال ۸۸ است که حسین غلام کبیری نیز یکی از آنهاست. این فیلم در سومین جشنواره مردمی فیلم عمار با حضور خانواده شهید غلام کبیری و استقبال پرتعداد مخاطبین اکران شد...
السلام علیک یا ایها الارباب

روز اول که به استاد سپردند مرا
دگران را هنر آموخت مرا مجنون کرد...
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ